احساس پوچی عمر سالمندان را می‌گیرد/ مرگ سال‌ها تجربه پس از بازنشستگی در کنج خانه سالمندان

[ad_1]




کسی که بعد از سی سال تلاش سرانجام به مرحله بازنشستگی و به فصل سالمندی زندگی‌اش پا می‌گذارد، به علت بی‌توجهی جامعه به تجربه‌های او از عمر سالمند می‌کاهد و احساس پوچی سالمند را در برمی‌گیرد و در نهایت تجربه او در کنج خانه سالمندان خاک می‌خورد.

گروه اجتماعی آناج/ زهرا ناصران: بر اساس آمار سرشماری سال 90 نزدیک 10 درصد آمار جمعیتی آذربایجان‌شرقی را سالمندان تشکیل می‌دهند و بیش از ۳۶۴ هزار نفر جمعیت استان بالای ۶۰ سال می‌باشند، از چند سال گذشته تاکنون استان ما رتبه چهارم در پیری جمعیت کشوری را به خود اختصاص داده است.

سالمندان با کوله باری از تجربه و دانش بهترین مشاوران برای عدم تکرار اشتباهات گذشته در زندگی امروز در دسترس جوانان و سایر اقشار هستند که با توجه جدی به این موضوع می‌توان از راهنمایی‌های آن‌ها برای اصلاح جامعه بهره برد و با این اقدام به آن‌ها هویت اجتماعی بخشید.

سالمند به دلیل تمام تلاش‌ها و زحمات خود حق دارد که از بهترین امکانات رفاهی برخوردار باشد و یکی دیگر از بزرگ‌ترین مشکلات برخی از سالمندان نیز عدم وجود بیمه آن‌ها به علت فعالیت در مشاغل آزاد است و هیچ مستمری برای تأمین هزینه‌های زندگی خود دریافت نمی‌کنند.

نباید فعالان بخش خصوصی در برنامه‌های دولت‌مردان فراموش شوند، چراکه آن‌ها نیز همانند کارمندان دولتی در بخش‌های خصوصی فعالیت کرده و در اقتصاد کشور نقش خود را ایفا کرده‌اند و دولت باید نهادی را به وجود ایجاد کند تا فعالان بخش خصوصی نیز در زمان سالمندی اوقات خود را در آن بگذرانند و دچار بیماری‌های روحی نشوند. البته متأسفانه برخی از سالمندان هنوز دغدغه مسکن دارند درحالی‌که این قشر نباید در زمان استراحت خود دغدغه مسکن داشته باشد.

در مناطق حاشیه نشین تبریز به علت عدم وجود مکان‌های مناسب برای سالمندان مرد به ناچار قبل از ظهرها و عصرها در پارک های محلات خود با دیگر دوستان سالمند خود قرار می گذارند و اکثرا خاطرات قدیمی را به یکدیگر نقل قول می‌کنند و در برخی زمان‌ها نیز اقدام به بازی شطرنج و بازی دوز ایرانی اکتفا می‌نمایند. در حال حاضر اکثر سالمندان شهر اوقات بیکاری خود را تنها در پارک‌ها سپری می‌کنند. 

یکی از بازتاب‌های رشد و توسعه و همچنین تغییر از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن بحث سالمندی است و این مسئله حاصل بحث امید به زندگی می‌باشد و هر چه قدر شرایط زندگی ازنظر سلامت و رفاه فراهم باشد و روزبه‌روز پیشرفت کند امید به زندگی در سالمندان نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

در کشورهای پیشرفته صنعتی تراز زندگی بین ۹۰ تا ۹۵ سال است و این امر در کشورهای جهان سوم بین ۵۵ تا ۶۵ سال است.

افراد سالمند همانند افراد عادی نمی‌توانند از فضاهای عمومی استفاده کنند و ضرورت دارد که مسئولان و متولیان امر در این خصوص تمهیدات لازم را اتخاذ کنند تا سالمندان روحیه بانشاط داشته باشند و دچار افسردگی نشوند و امید به زندگی در آن‌ها افزایش یابد.

با توجه به اینکه سالمندان از اوقات فراغت بیشتری برخوردار هستند، ضرورت دارد که مکان‌هایی برای آن‌ها احداث شود تا اوقات فراغت خود را به بهترین نحو ممکن سپری کنند، چراکه ماندن در کنج خانه آن‌ها را با مشکلات روحی مواجه می‌کند.

باید شهروندان خود را آگاه کنیم که یک سالمند قهرمان، اندیشمند و متفکر دیروز بود، اگر این اتفاق در جامعه ما بیفتد، می‌توان گفت جامعه عاری از وجود هر مشکلی است و همچنین باید به خانواده‌های سالمندان آموزش داد تا سالمندان خود را تنها نگذارند و دولت نیز از آن‌ها حمایت کند.

مسئولان شهری ما در زمان ایجاد محیط‌های تفریحی همواره به فکر جوانان هستند، درحالی‌که در اروپا باشگاه ورزشی برای سالمندان وجود دارد که سالمندان طبق علایق خود می‌توانند در رشته‌های ورزشی اقدام به انجام فعالیت‌های ورزشی کرده و حتی در رشته ورزشی موردعلاقه خود به‌صورت حرفه‌ای تمرین کنند، اما انجام این اقدام در کشور ما سال‌های متمادی طول می‌کشد که به فرهنگ تبدیل شود.

در حال حاضر اعضای شورای شهر تبریز برای جلوگیری از افسردگی سالمندان می توانند طرحی در قالب «شهر دوستدار سالمند» را در تبریز اجرا کنند و امکاناتی برای رفاه سالمندان توسط شهرداری و شورا در سطح شهر فراهم شود، البته شهرداری تبریز از چند سال گذشته طرح منزلت را اجرا می کند که این طرح نیز کما بیش مشکلات خود را دارد، در تهران کانون سالمندان وجود دارد که در شهر ما نیز با همیت شهرداری این امر میسر می شود.

در فرهنگ ما سالمندانی که همسرشان از دنیا رفته و یا از آن‌ها جداشده‌اند این امر آنها را محکوم به‌تنهایی می‌کند و در این نوع افراد افسردگی به علت احساس تنهایی و بی‌پناهی به وجود می‌آید، در فرهنگ مابعد از فوت و جدایی همسر سالمند او تا آخر عمر محکوم به‌تنهایی می‌شود و متأسفانه این امر در فرهنگ ما تبدیل به ارزش شده است که سالمند تا آخر باید تنها به زندگی خود ادامه دهد، سالمندانی که در سنین بالا به مشکل افسردگی دچار می‌شوند، بیشتر به علت تنهایی است و ضرورت دارد که این نوع سالمندان از سوی فرزندان خود تشویق به ازدواج شوند و این امر باید ازلحاظ فرهنگی نیز بررسی شود.

در فرهنگ‌عامه ما فردی که پا به سن سالمندی نهاده، باید رفتار معقولی داشته باشد و هرگونه تفریح و تحرک به‌منزله سبکی آن فرد محسوب می‌شود که این امر نیز موجب ایجاد افسردگی در سالمندان می‌شوند.

احترام فرزندان ما به والدین خود تنها در حد تهیه دارو و درمان او نباید باشد، بلکه فرزندان باید بیشتر از هر چیزی به نیازهای روحی و جسمی آن‌ها توجه کنند و در تصمیم‌گیری‌ها از رهنمودهای بزرگ‌ترهای خود استفاده کنند.

متأسفانه فرزندان در برخی مواقع سالمندان را همانند کودکی فرض می‌کنند که قدرت تصمیم‌گیری ندارند درحالی‌که مشارکت دادن پدر و مادر در بحث‌های خانوادگی و تصمیمات مهم در خانه ضروری است هرچند که فرزندان به گفته‌های آن‌ها توجه نکنند، اما راه درست این است که از بزرگ‌ترهای خود برای انجام امور نظرخواهی کنند، زمانی که ما به بزرگ‌ترهای خود در تصمیم‌گیری‌ها توجه نکنیم آن‌ها احساس بی‌مصرف بودن یا پوچی می‌کنند و این امر حس خیلی بدی را در سالمندان ایجاد می‌کند

لینک منبع خبر

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *